محمد مهدى ملايرى

448

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نهرى كه عربها آن را بدين مناسبت كه در كناره آن به رختشوئى مىپرداختند نهر اجّانه مىخواندند به گفته ابو يحيى ساجى در كتاب البصره از نهرهاى قديمى اين‌جا بوده و به نام جوبره خوانده مىشده و از فيضان دجله مايه مىگرفته است . جوبر يا جوبره ، كوتاه شده جوبار يا جويبار فارسى است و اين نام جوبره يا جوباره بجز اين‌جا در ساير جاهاى ايران هم كم نبوده و از آن جمله بوده روستائى در نيشابور و روستائى در سواد بغداد و روستائى در هرات و دهى در سمرقند و محله‌اى در نسف و دهى در مرو و محله‌اى در اصفهان و موضعى در جرجان و نهرى يا دهى دمشق كه نام آنها و كسانى را هم از علما كه بدانجاها منسوب بوده‌اند در قاموس فيروز آبادى مىتوان يافت « 1 » . ياقوت در جوبره گويد : « ما پيش از اين گفتيم كه محله‌اى در اصفهان بنام جوبر و جوبره خوانده مىشود . در بصره هم جوبره هست و اين اسمى است مركب كه در اثر كثرت استعمال زياد تغيير كرده . « جوبره بصره نهر معروفى است كه داخل اجّانه شده » و سپس از قول ابو يحيى الساجى و از خط او مطالبى نقل كرده كه شايد به عنوان نمونه از آشفتگيهائى كه در معنى كلمات غير عربى روى

--> ( 1 ) . قاموس اللغه در ماده جبر ، دربارهء نهر جوبره پيش از اين ( در گفتار ابلّه ) به تفصيل سخن رفته و محل آن‌هم نشان داده شده ، آنچه در اين‌جا مىآيد براى بيان آشفتگيهائى است كه كلمات فارسى در مآخذ عربى يا در نوشته مؤلفانى كه آنها را به درستى نمىشناخته‌اند ، بدان دچار مىشوند . بلاذرى در فتوح البلدان نهرى را كه در همين بصره به نام الجوبره خوانده در علت اين نامگذارى گفته « صيد فيها الجوبره فسميت بذلك » ( فتوح ، ص 446 ) يعنى چون در آنجا جوبره صيد مىشده نهر را به آن نام خوانده‌اند . و از ظاهر كلام بلاذرى همچنين برمىآيد كه جوبره نوعى ماهى و شايد هم پرنده‌اى بوده ولى نه در عربى و نه در فارسى ماهى يا پرنده يا جان‌دار ديگرى به اين نام شناخته نيست شايد اين نام تحريف و تعريبى از هوبره باشد كه در فارسى نام پرنده‌اى است ، و به گفته صاحب برهان قاطع به عربى آن را حبارى گويند . در تحفه حكيم مؤمن دربارهء آن آمده « حبارى به فارسى هوبر نامند مرغى است برّى ، خاكسترى رنگ و منقش به سياهى و منقارش دراز » و اما تعريب و تحريف در آن ، بدين‌گونه بيان مىشود كه هوبره فارسى در تلفظ عربى به اسانى به حوبره و آن‌هم به حبارى بدل مىشود و اين حوبره هم با قرار گرفتن نقطه مانندى در زير ح به اسانى به جوبره و جوبرج يعنى به كلمه‌اى تبديل مىشود كه ياقوت نمىدانسته آن چيست .